یاد،داشت

یکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت 18:26

فاصله

بین ما فاصله افتاد

بین تنهایی با تو

یک شب از خاطره برگشت

پس بگیر ، سبز چشمات و

من همون گمشده ی شهر

که همه عالم و کُشته

تو همون سنگ صبوری

غم تو سنگینه ، مُشته

می خوره تو صورت من

میشینه تو آینه هامون

انگاری عاشقا مستن

حمله کردن به دوتامون

دست تو رو سینه من

دست من لای موهاته

این کیه قد یه دیوار

سایه سایه پا به پاته

راهمون از ما جدا شد

من شدم تو ، تو شدی من

عاشقی حرف اضافه است

گریه کردم ، دم رفتن

تو نبینی گریه هام و

تو باید رنگ خدا شی

سبزی چشمات و می گم

نگو باید که جدا شی

علی رفیعی

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.