X
تبلیغات
رایتل

یاد،داشت

چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 10:26

متاستاز

توو حال من معنی نداره
آغوش تو هم قد کی شه
دیوار و تنهایی کشیدم
بی کینه و لبخند و تیشه
من آخر سالم که می شه
جایی واسه رفتن ندارم
از روز اول گفته بودم
من پای دل کندن ندارم
اونقدر می ترسم از اینجا
مثل درختای شمالم
چند روزه داغت گُر گرفته
از دست کی واست بنالم
دورم ازت قد یه دنیا
نزدیک می شم تا بلرزی
اما لباسات گرمه گرمن
تو با جهنم توو یه مرزی
علی رفیعی
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.